
کتاب چاپ قدیم در خاک خفته تالیف الکساندر دوما
320,000 6%
300,000 تومان
کتاب چاپ قدیم عاشقانه یا رومنس زیبای منتشر شده توسط انتشارات کوشش " در خاک خفته " تالیف نویسنده فرانسوی مشهور الکساندر دوما ترجمه مریم حقیقی که البته در نسخه فرانسوی اسم کتاب ( Amaury ) می باشد . کتاب شامل 320 صفحه و جلد رقعی هست و چاپ انتشارات کوشش سال 1364 .
موضوع این کتاب در باره جوان یتیم و تحصیل کرده رشته حقوق و با استعدادیست که پدرش قبل از مرگ تربیت او را به شخص دکتری از دوستان نزدیکش می سپارد و پدر دارای ثروت هنگفتی بوده که در اثر توجهات و حسن انتخاب دکتر این ثروت افزونتر هم شده . دست برقضا دکتر همسر خود را بسیار دوست می داشته در جوانیو سن 18 سالگی از دست می دهد و تمامی هم و غمش و همچنین علاقه او به تربیت دختر موبلوندش مادلین معطوف می شود . مادلین و آموری ( پسر جوان ) براثر تربیت دکتر با هم و در زیر یک سقف بزرگ می شوند و با گذشت زمان بشدت به هم دلباخته می شوند . مادلین دختر عمه ای دارد با موی سیاه بنام آنتوانت که بسیار دختر صبور و فهیمده است و این دختر نیز مادرش را در سن کم از دست می دهد که دکتر قیم او نیز هست . دو دختر که در واقع مانند دو روح در یک جسم و مثل خواهران یکدیگر می باشند در آن واحد دلباخته آموری هستند .
موضوع کتاب در اصل پرداختن به مشکلی بنام حسادت و شدت رشک بین مادلین و نامزدش آموری است چون آموری با وجود اینکه آنتوانت را دختر فهیم و بسیار عاقلی می داند و هرگاه که با مادلین سر مسائل کوچک اختلاف کمی پیدا می کند برای رفع مشکل از نزدیکترین فرد به مادلین یعنی آنتوانت برای رفع اختلاف و نظراتش استفاده می کند بدون آنکه بداند آنتوانت هم شدیدا او را دوست دارد .
کتاب رمانی عاشقانه (با لحظات تراژدی و کمدی) با موضوع کلی حسادت، که در حومه شهر خارج از پاریس در سال های 1838-39 اتفاق می افتد. در آموری، دوما تلاش می کند تا حسادت را تشریح هنری کند، اما همه شخصیت های او مدام به الکساندر دوما تبدیل می شوند (که حسادت را یک احساس ناشایست می داند) و از آن فراتر می روند. آموری همچنین به عنوان یگانه تلاش دوما برای یک رمان نامه نگاری مورد توجه است، شکلی که (همانطور که این کتاب نشان می دهد) دوما آن را نامناسب می دانست، زیرا او مدام قالب نامه نگاری را برای روایت مستقیم رها می کرد و همه نامه ها طوری خوانده می شدند که گویی توسط آن نوشته شده بود. همان شخص، که البته آنها بودند.
با شروع رمان، گروهی از اشراف فرانسوی در حال گفتگو هستند و یکی از آنها این سوال را می پرسد: Meurt-on damour? مگه آدم از عشق میمیره؟ در پاسخ، یکی از آنها دست نوشتهای را بیرون میآورد که ادعا میکند دفترچه خاطرات و نامههای خانواده متوفی M. dAvrigny، بیوه و پزشک دربار به پادشاه است. رمان به طور اسمی از دفترچه خاطرات و نامه هایی که با صدای بلند خوانده می شوند تشکیل شده است.
آموری دو لئوویل، جوان، ثروتمند و یتیم، کار خود را در دستگاه دیپلماسی فرانسه آغاز می کند. آموری توسط M. dAvrigny، یکی از دوستان پدر فقیدش، در کنار دختر بلوند ضعیف dAvrigny، Madeleine، و یک یتیم دیگر، آنتوانت با موهای تیره پر جنب و جوش بزرگ شد.
آموری عاشق مادلین شده است، در حالی که هم مادلین و هم آنتوانت عاشق آموری شده اند. آموری از ام.داورینی برای دست مادلین میخواهد، به طور خلاصه رد میشود و از خانه دوران کودکیاش بیرون رانده میشود، زیرا، همانطور که ام.دوارینی به دفتر خاطرات خود میگوید، به عشق مادلین به آموری حسادت میورزد. پس از یک فصل ناآرام غم و اندوه، M. dAvrigny تصمیم می گیرد که او غیرمنطقی است و اجازه عروسی را می دهد. متأسفانه، مادلین از مصرف (سل) در حال مرگ است، بنابراین عروسی هرگز رخ نمی دهد. مادلین استنباط میکند که آنتوانت آموری را نیز دوست دارد، و با حسادت به سلامتی بیرحمانهاش، آنتوانت را در معرض رفتارهای ناشایست مختلف قرار میدهد. مادلین پس از یک فصل ناآرام غم و اندوه، تصمیم می گیرد که بی انصافی کرده است و از آنتوانت طلب بخشش می کند، که البته آنتوانت اعطا می کند.
دوما زوال و مرگ مادلین و غم و اندوه گزافی که بر پدر، معشوق و پسر عمویش وارد می کند را به وضوح توصیف می کند. آموری قصد خودکشی دارد، اما منصرف می شود. M. dAvrigny در غم و اندوه و تنهایی بدتر می شود. آموری در مأموریت دیپلماتیک خود سفر می کند و با آنتوانت مکاتبه می کند که قسم می خورد هرگز ازدواج نخواهد کرد. با این حال، M. dAvrigny تصمیم می گیرد که بخشی از وظیفه والدین او را تشکیل می دهد که یک همتای خوب برای آنتوانت پیدا کند و از آموری می خواهد که در بازگشت به عنوان نگهبان آنتوانت در صورت مرگ (مورد انتظار) او عمل کند. دو خواستگار خوش ظاهر، یک مارکیز جوان و دوست آموری، فیلیپ، خش خش می زنند.
دوما از تراژدی، انتقال سریع به کمدی را مدیریت می کند. آموری، بدون اینکه از آن آگاه باشد، عاشق آنتوانت (که همیشه آموری را دوست داشته است) شده است و این دو خواستگار را بسیار قابل اعتراض میداند. هنگامی که فیلیپ به نظر می رسد که طرفدار آنتوانت است، آموری فیلیپ را به دوئل دعوت می کند. فیلیپ با وجود اینکه هرگز به شمشیر یا تپانچه دست نزده است، چالش را می پذیرد . زمانی که فیلیپ ناخواسته ...